تبلیغات
باران یعنی تو برگردی... - مطالب ابر سیداکبر سلیمانی

باران یعنی تو برگردی...
 
آسمان فرصت پرواز بلند است ولی...!!؟ قصه این است چه اندازه کبوتر باشی
حالا که خیال است نباشد بهتر

پرواز محــال  است  نباشد بهتر

ازحال پرندگان زخمـی پیداست

بالی که وبال است نباشد بهتر !

----------------------------

گرد از سر و روی کاروانها پیداست

دلواپسی  شگفت جانها پیداست

هروقت که رفتن از سر ناچاریست

اندوه  سفر  از چمدانها پیداست !

------------------------------

با عشق اگرچه سوی هم آمده ایم

بغضیم کــه در گلـــوی هم آمده ایم

ما چون دو قطار روی یک ریل ولی

افسوس که روبروی هم آمده ایم !

-----------------------------

هرکس که تو را دید پر از عصیان شد

سهمش  فقط  آوارگی  و تاوان شد

بیچاره نسیم راه خود را می رفت

پیچید میان زلف تــو طوفان شد !



طبقه بندی: سیداکبر سلیمانی، 
برچسب ها: سیداکبر سلیمانی، اشعار سیداکبر سلیمانی، رباعی، شعر و غزل امروز، شعر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 آبان 1394 توسط حسرت باران
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • paper | آنکولوژی | اخبار وب